مادرت
شاهزاده من قبل ترها گفته ام که تو از نظر من رهای رها خواهی بود بی هیچ تعلقی و بندی از جانب من. گفته ام که تو را وادار به کاری نخواهم کرد و حتی نصيحتت هم نخواهم کرد. هنوز هم میگویم و نمیخواهم هم زیر قولم بزنم. اما اگر و تنها اگر یک زمانی و مکانی مجبور شوم تبصره ای بر این قانون اضافه کنم و بر خلاف میل تو چیزی بخواهم یا انجام بدهم آن چیزی نخواهد بود جز اینکه هیچوقت و در هیچ شرایطی مادرت را اذیت نکنی. راستش را بخواهی هنوز هم گیج و منگ این پروسه تولدت هستم و در مغزم فرو نمی رود که مادرت چگونه در حالی که یک موجود زنده توی دلش داره رشد میکنه و بزرگ میشه به زندگی عادی خودش ادامه میده. نمیفهمم این چه توان و قدرتی است که مادرت میتواند این بار عظ...


